X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1387

شادی


"دان هرالد":


اگر عمر دوباره داشتم مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر می شدم. فقط شمار اندک از رویدادهاى جهان را جدى می گرفتم.


به مسافرت بیشتر می رفتم. از کوههاى بیشترى بالا می رفتم و در رودخانه هاى بیشترى شنا می کردم. بستنى بیشتر می خوردم ...

مشکلات واقعى بیشترى مى داشتم و مشکلات واهى کمترى. آخر، ببینید، من از آن آدمهایى بوده ام که بسیار محتاطانه و خیلى «عاقلانه» زندگی کرده ام. ساعت به ساعت، روز به روز.

اوه، البته من لحظات خوشى هم داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظات خوشى، بیشتر می داشتم.

اگر عمر دوباره داشتم، سبک ترسفر می کردم. اگر عمر دوباره داشتم، وقت بهار زودتر پا برهنه راه می رفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه می دادم. از مدرسه بیشتر جیم مى شدم. گلوله هاى کاغذى بیشترى به معلم هایم پرتاب مى کردم. دیرتر به رختخواب مى رفتم و می خوابیدم. بیشتر عاشق می شدم. پای کوبى و دست افشانى بیشتر می کردم. ..

در روزگارى که تقریبا همگان، وقت و عمرشان را وقف بررسى وخامت اوضاع می کنند، من بر پا مى شدم و به سهل و آسا نتر گرفتن اوضاع می پرداختم.

زیرا من با «ویل دورانت» موافقم که می گوید: «شادی از خرد عاقل تر است»

یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1387

تیپ !

--
سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387

شاید یک دنیا باشی


بیائید او را پرستش کنیم
خدا را به شادی  نیایش کنیم
 

چو او صخرۀ رستگاری ماست
به نزدیک او ، هم  ستایش کنیم


بخوانیم  او را به شادی  سرود
ستائیم او را به آوای رود

 

 

از خدا خواستم تمامی چیزهایی را که سبب می شوند ،از زندگی لذت ببرم ،به من بدهد.

فرمود : من به تو زندگی می دهم تا بتوانی از همه چیز لذت ببری. 

 

ازخدا خواستم به من صبرعنایت کند.

فرمود : صبر زاییده دردو رنج است صبربخشیده نمی شود ،آموخته می شود. 

  

از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ،به همان اندازه که دیگران مرادوست دارند. 

فرمودند : برای دنیا شاید تنها یک شخصی باشی ،اما برای من یک نفر  شاید یک دنیا باشی

  

یکشنبه 1 دی‌ماه سال 1387

حافظ یلدا

 

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد 

خداش در همه حال از بلا نگه دارد 

 

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست 

که آشنا سخن آشنا نگه دارد 

 

دلا معاش چنان کن که چون بلغزد پای 

فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد  

 

یکشنبه 26 آبان‌ماه سال 1387

مامان

مامان جانم عاشقت هستم 

یعنی اینقدر دوست دارم که بیام پیشت که حد نداره 

یعنی دیگه دیوانه شدم از اینهمه دوووووری  

دوستت دارم

 

شنبه 25 آبان‌ماه سال 1387

زرق و برق

---

شنبه 25 آبان‌ماه سال 1387

آغاز

---