X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1387

شادی


"دان هرالد":


اگر عمر دوباره داشتم مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر می شدم. فقط شمار اندک از رویدادهاى جهان را جدى می گرفتم.


به مسافرت بیشتر می رفتم. از کوههاى بیشترى بالا می رفتم و در رودخانه هاى بیشترى شنا می کردم. بستنى بیشتر می خوردم ...

مشکلات واقعى بیشترى مى داشتم و مشکلات واهى کمترى. آخر، ببینید، من از آن آدمهایى بوده ام که بسیار محتاطانه و خیلى «عاقلانه» زندگی کرده ام. ساعت به ساعت، روز به روز.

اوه، البته من لحظات خوشى هم داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظات خوشى، بیشتر می داشتم.

اگر عمر دوباره داشتم، سبک ترسفر می کردم. اگر عمر دوباره داشتم، وقت بهار زودتر پا برهنه راه می رفتم و وقت خزان دیرتر به این لذت خاتمه می دادم. از مدرسه بیشتر جیم مى شدم. گلوله هاى کاغذى بیشترى به معلم هایم پرتاب مى کردم. دیرتر به رختخواب مى رفتم و می خوابیدم. بیشتر عاشق می شدم. پای کوبى و دست افشانى بیشتر می کردم. ..

در روزگارى که تقریبا همگان، وقت و عمرشان را وقف بررسى وخامت اوضاع می کنند، من بر پا مى شدم و به سهل و آسا نتر گرفتن اوضاع می پرداختم.

زیرا من با «ویل دورانت» موافقم که می گوید: «شادی از خرد عاقل تر است»