X
تبلیغات
رایتل
شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1387

قطار روزهای زندگی

در میان راه

از قطار روزهای زندگی

عاقبت پیاده گشتم

پا برهنه گمشده در ایستگاه تو

 

عاقبت پس از سالها دویدن از پی خودم

آمدم پیاده در کنار تو

 

من در ایستگاه متروک

روبروی تو

اولین سلام

خیره در میان چشمهای تو

تا مگر بیابم از نگاهمان

رد پای عشق کهنه را

 

جز وداعی سرد

پاسخی نمانده بود

چشمهایت سرد و بیگانه

رد پا نمانده بود

 

خواستم با تو درد دل کنم ولی

پاره های این دل شکسته ام

مرهمی نداشت

 

گفتگو بس است

فرصتی برای دوست داشتن نمانده است

 

باز هم سوار بر قطار روزهای زندگی

 

در عبور از ایستگاه تو

من به دنبال یک ایستگاه نو

حرف تازه

عشق نو

 

من به دنبال یک وجب

آسمان پر ستاره ام





لیلا